با من برقص

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

با من برقص

وقتی زندگیت رو در معرض دید دیگران میزاری باید در مقابل قضاوتشون قوی باشی! من نیستم ...فقط همین
اینجا جاییه برای داستان سرایی... شخصیت ها هیچ ارتباطی به من و زندگیم ندارن ... من فقط قصه میبافم...

با من برقص
نه به خاطر دیگران و نه به خاطر چیزی
برقص، فقط به خاطر رقص،
بخوان، فقط به خاطر آواز.
آنگاه سرتاسر زندگیت رنگارنگ
می‌شود
شادمانه برقص...
زندگی کن...

زنگ انشا 16(مرد چهارشنبه ای)

چهارشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۲۳ ب.ظ

چهارشنبه که میشد قلبش تند تر میزد... 

انگار تمام اتفاقات مهم دنیا توی چهارشنبه اتفاق میفتاد. به دنیا اومدنش ، کلاس خودشناسی ،روز اول کاری، کلاس فن بیان.حتی دندون پزشکی رقتن !هر کار جدیدی که میخواست انجام بده دقیقا چهارشنبه ها استارت میخورد... 

انقدر  که  هرهفته فقط منتظر چهارشنبه بود! اگر سال تحویل چهارشنبه بود حاضر بود قسم بخوره اون سال ،سال مرد چهارشنبه اییه!

و ایمان داشت یه روز چهارشنبه مرد چهارشنبه ایی با یه زن چهارشنبه ایی زیبا آشنا میشه....

گاهی ایمان داشتن به چیزی میتونه مارو نجات بده، من به رویایی که دیدم ایمان دارم ... حتی اگر سالها طول بکشه...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۱۰/۱۳
بهار

داستانک

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی